میم

...

دل‌تنگی را بفهم، مزمزه کن، شور است و درد دارد. می‌دانی!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ - پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ -

همیشه یعنی همین لحظه که نیستی! که کشدار و بی‌نهایت است!

سرم که به گشودگی دست‌هایت برسد خوب می‌شوم، می‌دانم. با کلافه‌گی نبودنت چه کنم را تو بگو؟

...

پيام هاي ديگران()        link        ۸:۳٢ ‎ب.ظ - جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ -

می‌دانی؟

دریغ دست‌هایت عیدانه‌ی خوبی نیست عزیز مدام!

...

پيام هاي ديگران()        link        ٦:۳٦ ‎ب.ظ - شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩ -

زندگی لحظه‌های بد هم دارد!

همه‌اش چند ثانیه هم نبود، چند لحظه هم حتی، از دوست داشتن خالی شده بودم، حتی از دوست داشتنت، از خشم سرشار، نگاهم ماسیده بود روی زخم دستم!

...

پيام هاي ديگران()        link        ٤:٤۸ ‎ب.ظ - دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩ -

من تو را کم می‌آورد مدام!

کسی شانه‌هایش را به بهانه‌هایم قرض نمی‌دهد!

...

پيام هاي ديگران()        link        ٢:٠٠ ‎ب.ظ - چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩ -

...

وحدت وجودی‌ات را باور ندارم، فرمانده مرا دوست ندارد!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۳:٠٦ ‎ب.ظ - یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ -

تو دل‌تنگی را می‌دانی(؟)

مرا به میهمانی دستانت ببر! خسته‌گی امان شانه‌هایم را بریده!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ - پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

پیش تو

توی بارون بلا پیش تو آرامش دنیاست.

...

پيام هاي ديگران()        link        ٥:٠٩ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

خیال!

"بزار خیال کنم هنوز یه ذره از نیازتم!"

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ - شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

خبرت هست که ...!

بی‌خبری رو غلط کرد اونی که گفت خوش‌خبریه! دل‌واپسی نکشیده بود که خوش‌خبری یادش بره!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۳:۳۳ ‎ب.ظ - پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

بخند!

نه! من آن نگاه باران‌زده را وقتی نمی‌شود دست‌هایم را حلقه کنم دور گردنت، پیشانی روی پیشانی‌ات بگذارم و دنبال بوسه‌ات بگردم نمی‌خواهم! گیرم این دایره‌ای که حد می‌خورد از چرخش دست‌هایم دور تا دور تو، کفاف بزرگی دنیایی که یک‌جا داشتنش هم جاه‌طلبی تو را راضی نمی‌کند، ندهد.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ - سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

دل‌تنگی

مرگ را دانم ولی تا کوی دوست
راه اگر نزدیک‌تر دانی بگو!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ - یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

مرا بی‌تاب آفریده‌اند خب!

این‌جای قصه را دوست ندارم! ورق را برگردان! صفحه‌ی بعد هم هست.(هست؟)

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:۱۳ ‎ب.ظ - چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ -

به روی باور من داشت مهر شک می‌خورد!

نزدیک نیا! این فاصله‌ای که هست، که بوده، که می‌ماند تا همیشه میانه‌ی دست‌های ما، برای من فرصت خیال‌پردازی عاشقانه‌هایم می‌شود وقتی فراموش می‌کنم نزدیک‌تر که بیایی، شک به جان‌ام می‌افتد!

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ - چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩ -

می‌دانی؟

میانه‌ی زمین و آسمان رهایم کرده‌ای.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ - دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ -

گلایه!

 آرامم نمی‌کنی، نکن! برای آتش بی‌قراری‌ام هیزم چرا جمع می‌کنی؟!

...

پيام هاي ديگران()        link        ٩:٥٩ ‎ق.ظ - سه‌شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩ -

...

آدم اینجا تنهاست....

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ - دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ -

می‌دانی؟

طاقت بار فراق این همه ایامم نیست ...

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ - چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸ -

...

"من از محاسبه‌ی روز حشر آزادم
ورق چنان سیاه کردم که نتوان خواند"

...

پيام هاي ديگران()        link        ٦:۳۳ ‎ب.ظ - دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸ -

...

بهار! دخترک شعرهای پاییزم!
بگیر دست دلم را دوباره برخیزم

...

پيام هاي ديگران()        link        ۳:٤٠ ‎ب.ظ - چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۸ -